تا به حال این سخن را شنیده اید که : هنر نزد ایرانیان است و بس!؟ و آیا تا به حال ایمیل های ناخواسته ای از گروپ های مختلف ایرانی در یاهو دریافت کرده اید که مثلا حاوی این جملات و عبارات باشند:
- اولین سیستم نامه رسانی (پست) توسط کوروش کبیر پادشاه هخامنشی ایرانی در 2500 سال قبل پایه گذاری شد.
- اولین منشور حقوق بشر توسط کوروش کبیر تدوین شد.
- اولین زنی که به فضا رفت یک ایرانی بود.
- اولین دوای سرماخوردگی را ایرانیان کشف کردند.
- اولین ....
اینها همه افتخاراتی هستند که ایرانیها از تمدن پنج هزار ساله خود لیست می کنند تا به رخ آنانیکه بکشند که امروز ادعای ابرقدرتی دارند در حالی که کل تاریخ شان از چهار قرن تجاوز نمی کند! اکنون یک افتخار چشمگیر دیگر به لیست افتخارات ایران علاوه شد و آن جایزه فیلم اسکار بود.
امسال در 84 مین دور جشنواره فیلم اسکار، اصغر فرهادی به خاطر فیلم جدایی نادر از سیمین جایزه بهترین فیلم غیر انگلیسی زبان را از آن خود کرد.
این خبر در محافل فارسی زبان دنیا مانند توپ صدا کرد. واکنش ها در سطح وزیران بود. حتی وزارت خارجه امریکا به اصغر فرهادی تبریک گفت. این اولین فیلم فارسی زبان بود که در طول تاریخ جایزه اسکار را می برد. این فیلم پش از اسکار هم چندین جایزه مهم بین المللی را امسال درو کرده بود مانند گلدن گلوب اما اسکار با شکوه ترین آن بود.
البته اسکار در هر سال ده ها جایزه مختلف می دهد مانند بهترین فیلم، بهترین فیلمنامه ، بهترین کارگردانی ، بهترین نقش مرد ، بهترین نقش زن، بهترین موسیقی فیلم ، بهترین جلوه های ویژه ، بهترین نور پردازی و غیره. در این میان فیلم جدایی نادر از سیمین یکی از این جوایز را برده است. یعنی در میان آنانیکه در اسکار امسال شرکت کرده اند، از چشم انگلیسی زبان ها آنقدر هم موفقیت اصغر فرهادی خیره کننده و چشم گیر نیست. جایزه ایست در حد دیگر جوایزی که امسال توزیع شد.
این تبصره و تفسیرها که در مورد این فیلم شد مرا به فکر واداشت.
اگر هنر نزد ایرانیان است و بس، چرا بعد از 84 سال و از میان هزاران جایزه ای که اسکار در نزدیک به یک قرن توزیع کرده است فقط و فقط یکی نصیب ایران شده است؟
وقتی بچه بودم در ایران بودیم. همیشه در اخبار ورزشی می دیدم که ایرانی ها در مسابقات مختلف ورزشی جوایز رنگارنگ بدست می آورند و مقام های عالی کسب می کنند. آن وقت ها فکر می کردم ایرانی ها قهرمان ورزش در جهان هستند.
بعد ها فهمیدم که جوایزی که ایرانیها بدست می آورند مشتی از خروار جوایزی است که سالانه بین ملل و باشگاه های مختلف جهان توزیع می شود و ایران به تناسب جمعیت و مساحتی که دارد به سختی سهمی متناسب و در خور بزرگی خود در مسابقات مختلف بدست می آورد.
ما ملتهای ضعیف تر بنا به عقده و کمبودهایی که داریم همیشه در حال مقایسه خود با دیگران هستیم. آنهم نه یک مقایسه ی واقع بینانه بلکه خود بزرگنمایانه! هزاران برتری دیگران را به هیچ می انگاریم و یک خوبی خود را آنقدر پررنگ می کنیم که همه ی ضعف هایمان را بپوشاند.
شایسته تر این است که ملت های عقب مانده تر راه رفته ملت های پیشرفته را بپیمایند و از سرگذشت ارزشمند آنها درس بگیرند. نه اینکه مانند قاز سر خود را در برف فرو کنند تا حقیقت را نبینند.
افتخار به داشته های تاریخی و مشاهیر علمی و ادبی خوب است. این وقع گذاردن به ارزشهاست اما اگر در افتخارات خود غلو کنیم ما را از احساس نیاز به پیشرفت و زیاده تر خواهی منع می کند.
حالا که خودمانیم. اینها که گفتم در مورد ایران بود. افغانستان ما که اصلا در چنین بحث ها به حساب نمی آید!
